بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
نفس من
نفس من
هلنا , روشنایی دل پدر و مادرش

این وبلاگ متعلق به هلنا نفس زندگی ماست.هدیه ای از طرف خدای بی همتا می نویسیم تا ثبت کنیم لحظه به لحظه با او بودن را.هلناي عزيز ما در تاريخ ٩٠/٣/١١ در بيمارستان پارسيان تهران بدنيا اومد و به زندگی ما روح دوباره دمیده 


آرشيو مطالب

ارديبهشت 1391

فروردين 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

دی 1390

آذر 1390

آبان 1390

مهر 1390

شهريور 1390

مرداد 1390

خرداد 1390

ارديبهشت 1390

____________________
مطالب اخیر

هلنا بلا و این روزا

هلنا و لجبازی

عید و تعطیلات دوست داشتنی

قبل از سال تحويل

یه اتفاق

عکس دخملی

تاخير طولاني ما

شیطون بلا

7 ماهگی نفسم

دست مامان پریسا

عکس بچگی

شب یلدای امسال

گذر سریع زمان

محرم امسال با هلنا خانوم

مسابقه نی نی و محرم

هلنا در آستانه 6 ماهگی

هلنا و این روزا

سالگرد عقد

تولد وانیا جون و طلا

عید عید عید

هلنا و کارهای جدید

برف دوست داشتنی

قوانين نيوتوني كه از قلم افتاد

سرما

فداکاری

گاهی باید نشنید

ای کاش

سرما خوردگی طولانی

نفسم سرما خورده

سرما خوردگی

مراقبت از مرواریدهای کودکان

جمعه

هلنا و مهمونی

برنده شدن هلنا در قرعه کشی روز جهاني كودك

ولادت امام رضا

واکسن 4 ماهگی

هر روز با هلنا

زندگی

سفر مشهد

قصد سفر

دوست داری بری حموم؟

شیطنت

مهمون بازی

خرید

سازش

بهونه زندگی

یه اتفاق جالب

دختر خوش اخلاق

خدا

مهمونی

____________________
پیوندهای روزانه

مامان عسل

شازده کوجولو

راستين جون

مامان کیارش

مامان ثنا

دوست جون مارال و رادوین نانازم

مامان ابولفضل

هاله

مامان آنیسا

باران

سپهر

پریسا جون

حسنا سادات

نانی

عاشق باران

دانیال

پارسا

هلیا

مامان مونا

مامان زینب

علیرضا

مامان ریحانه

مامان حسین

رويين

torobche joon

نفس طلايي

جغله جون

رضا جوني

ني ني ناز

آریان جون

مامان الهام

____________________
پیوند ها

نیلای

پوریا جون

دنیای نفیس ثمین جون

نی نی گولو

منا جون

رها

تارا

آرتین خان

سیما جون

شهراد

هلیا جون

مامان صدف

مامان رادمان

امیر مسعود

مامان حسین

طاها جون

شهرزاد مامان حسین

نفس طلایی

الهام مامان رامیلا

ملینا جون

ثمین و ثنا

آرمیتا جون

مهرسا جون

رادین جون

آیلا جون

سونيا جون

اريان جون بامزه

دخمل ناز(زينب طلا)

عسل جون

تینا جون

النا جون

ليليا جون

حسنا السادات

شیما جون و حدیث جون

نیروانا جون

عرشیا جون

آرنیکا جون

یسنا جون

آنیتا جون

سپهر جون

باربد جون

سام حونی

مبینا جون

دریا جون

شهيار جون

مرسانا جون

وندا جون

كتي جون مامان جوجو

ايلا جون

محدثه جون

ستاره آسمونی

مانی جون

درسا جون

پارسا جون

سانلی جون

نیما جون و نیکان جون

النا

دینا جون

____________________
آمار

افراد آنلاین : 4 نفر
بازديدهاي امروز : 134 نفر
بازديدهاي ديروز : 123 نفر
بازدید هفته قبل : 257 نفر
كل بازديدها : 39045 نفر

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com

دوشنبه 11 ارديبهشت 1391

هلنا بلا و این روزا

سلام ما اومدیم  با یه خبر جدید بالاخره هلنا چند روز پیش یکی از دندوناش (پایین سمت راست بیرون زد)و

مارو کلی خوشحال کرد دیگه کم کم داشتم نا امید میشدم و داشتیم یه جورایی به هزینه های گزاف دندون

مصنوعی فکر می کردیم.

وای فردا روز معلمه همیشه این روزا تو خونه ما حال و هوای خاصی داشته دخترم چون مامان نانا معلم بود

همیشه جشن و کادو مهمونی و خوشحالی بود یاد روزای خوب مدرسه به خیر این روز رو به مادر عزیزم 

 و تمام معلم های حال و گذشته تبریک می گم.

خب از هلنا خانوم که دیگه تو روزا 1ساعت بیشتر نمی خوابه که یه وقت واسه شیطونی  وقت کم نیاره بچم.

طاقت دوری منم نداره صبح ها وقتی بیدار میشم فورا بیدار می شه.

به هر جی می گم دست نزن برام کلی می خنده و نانای می کنه بعدم می گه دشم(به جای چشم)ولی هر

کار دلش می خواد می کنه

حسابی دالی می کنه وقتی هم می خواد خودش لوس کنه شیر بخوره یا بغلش کنیم کج می شه حالا

عکسشو می زارم ببینید.

وای تولدت داره نزدیک می شه و من کلی کار دارم ...

این نمای کارتونی صورت شماست  که روز اول  سفرمون تو جزیره کیش برات  کشیدن

اینم یه روز گردش با هلنا خانوم

اینم همون کج شدنی که گفتم...

موضوع :

پنجشنبه 24 فروردين 1391

هلنا و لجبازی

سلام  مامانی

جند روزیه حسابی شیطونی میکنی و حسابی هم لجباز شدی نمی دونم شاید  حال و حوصله نداری در کل

زیاد بهونه میگیری اینم چند تا از عکسای جدیدت:

لجبازی واسه گرفتن عکس

 

موضوع :

شنبه 19 فروردين 1391

عید و تعطیلات دوست داشتنی

سلام

وای دیگه خجالت میکشم خجالتکه دوباره به خاطر غیبتمون ازتون معذرت خواهی کنم اما تو این مدت به

قدری کار داشتم که  نگو و نپرس.

عید اومد و خیلی هم به ما خوش گذشت اونم با وجود دختر نازنینم و در همه لحظات جای همتون خالی

 بود ما 12 روز مسافرت بودیم هفته اول شمال و هفته دوم جنوب در جزیره زیبای کیش بودیم.

هوا عالی بود و خیلی خوش گذشت .

از هلنا بگم که حسابی شیطونی می کنه.تو مسافرت خیلی دختر خوبی بود و مارو رو سفید کرد.

بغل دختر نازم برای اولین بار پاهای کوجولوشو به آب دریا زد.

دخترم الان داره تلاش میکنه  روی پاهای کوچولوش بایسته. 

هنوز دندون در نیاورده.

و کم کم داریم به تولدش نزدیک میشیم .

خدابا به خاطر اینکه مارو لایق دونستی که پدر و مادر باشیم و این فرشته زیبا رو در آغوش بگیریم

سپاسگزاریم.

اینم  عکس از فرشتمون:

 

 هلنا و وانیا جون دختر دایی هلنا

 

 

 

موضوع :

سه شنبه 1 فروردين 1391

قبل از سال تحويل

یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداريم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادمان باشد که دیگران را دوست بداريم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهيم باشند یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگريم که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنيم هیچ شخصی نمی تواند مارا با خود آشتی دهد یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشيم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد. دختر نازم الان اخرين لحظات سال ٩٠ هست خداروشاكريم به خاطر همه نعمت ها .سال خوبي بود تو با ما بودي و ما خيلي خوشحاليم اميدوارم امسال واسه ما و همه دوستامون يه سال خيلي خوب باشه. عيدتون مباركككككككككككككككككككك

موضوع :

سه شنبه 16 اسفند 1390

یه اتفاق

سلام

بازم معذرت به خاطر اینهمه تاخیر و از اینکه دیر به دیر آپ می کنیم

ولی خب ما 2 تا دلیل داریم اول اینکه وایمکسمون قطع شده بود و دوم اینکه به طور ناگهانی مادر بزرگم رو که مثه یه فرشته مهربون بود از دست دادم  و با اینکه 1 شنبه سومش بود هنوز نمیتونم باور کنم

مامان نانا خیلی بی تابی می کنه و هلنای من هم هر کاری می کنه

که  ما گریه نکنیم  و جو رو عوض کنه .

دخترم این روزا سعی میکنی مبل رو بگیری و روی پاهای کوچولوت بایستی.تند تند یه حرفایی می زنی که نمیفهمیم جی می گی .سق میزنی نانای می کنی و دست می زنی. و حسابی هم ...

اینم یه عکس جدید:

 دوستای خوبم یه کم بهتر بشم میام به همتون سر میزنم از همتون ممنونم که به ما سر زدید

موضوع :

دوشنبه 24 بهمن 1390

عکس دخملی

این روزا سخت میشه ازت عکس بگیرم ولی اینم یه عکس به خاطر گل روی دوستای خوبمون:

 

موضوع :

پنجشنبه 20 بهمن 1390

تاخير طولاني ما

سلام سلام صد تا سلام. ما دوباره اومديم اول اينكه از همه ي دوستاي خوبمون ممنونم كه به يادمون بودن و تو اين مدت با نظرات مهربونشون خوشحالمون كردن .هلنا خانوم يه ١٠ روزي سرما خورده بود و حسابي هم بداخلاق شده بود .و بعدشم يه كم كارهاي شخصي داشتم كه اون هم مزيد بر علت تاخير ما بود.به هر حال اين روزاي سخت تموم شد هلناي من هر روز داره شيطون تر ميشه الان كلمه هايي كه ميكه :بابا،مامان،ددر،ني ني،ادا(بده)،ابو(به به)،ابا(اب)،ايمه،مه(من). سينه خيز ميره اما بيشتر دوست داره تاتي كنه مامانشو خيلي دوست داره تا نميبينتش كريه ميكنه . هنوزم خبري از دندوناش نيست،دستاشو ميشناسه وقتي بهش ميكيم دستات كو نشون ميده ميكه انا ،ميكيم زبونت كو نشون ميده و... اين روزها با سرعت بنز ميكذره و ما... 

موضوع :

دوشنبه 19 دی 1390

شیطون بلا

سلام

وای دختر نازم ماشالله داری زود بزرگ می شی

دیروز  برای چکاپ ماهیانه رفتیم .دکتر از وضعیتت خدارو شکر  خیلی راضی بود هلنا خانوم دکتر تا شمارو 

دید گفت مامانی معلومه حسابی شیطون شده  آخه مامانی می خواستی 2 پایی بری رو ترازو از 

سنجش قدتم که نگو 10 دور چرخیدی تا آخر دکتر یه عددی رو تخمین زد .بعدشم می خواستی موهای

دکترو بکنی وای من از خجالت  آب شدم آخه دختر انقدر بلا می شه تو اتاق انتظار هم که واسه همه نی

 نی ها آواز خوندی ویه جند تایی هم اه گفتی تا رفتیم داخل.

کسایی  رو  که خیلی دوست داری پستونکتو  از دهنت در میاری بزاری دهنشون.

 خدارو هزاران مرتبه شکر می کنیم که تو سالم و سلامت پیشمونی.

اینم عکسای شیطون بلای مامان:

موضوع :

سه شنبه 13 دی 1390

7 ماهگی نفسم

سلام سلام صد تا سلام

بالاخره مامانی تنبل شما با این دستش کنار اومد  و تصمیم گرفت بیاد و برات مطلب بنویسه

 مامانی این روزا یه کم برام سخته  ولی خب این باعث میشه که قدر سلامتی رو بیشتر بدونم.

دختر نازم ماشالله حسابی بلا شدی  و شکمو دلت می خواد همه چی بخوری.

دلت نمی خواد بشینی دوست داری راه بری.

شبا یه کم سخت می خوابی .

آواز زیاد می خونی و عاشق حمومی و گریه می کنی که از حموم بیرون نیای.

هنوزم خبری از دندونات نیست.نیشخند

خیلی هم بیشتر بابایی شدی و تا هوا تاریک می شه منتظری که بابا مجید بیاد و بغلت کنه .

اخم دخملی

 

دخمل خنده رو

غذا خوردن نفسم

هلنا و بابا مجیدش

هلنا در حال کندن گوشش

هلنا و مو کندنش اونم دو دستی

هلنا و حموم

 

موضوع :

چهارشنبه 7 دی 1390

دست مامان پریسا

سلام

وای مامانی نمیدونم چی شد که اینجوری شد  چند روز بود دستم خیلی درد میگرفت گفتم برم یه عکس

بندازم خیالم راحت بشه یهو دکتر گفت:

برو عکس بگیر بیا بعدشم تا عکسو دید گفت خانوم باید دستتون رو گچ بگیرید و اینجوری شد که مجبور شدم

با یه دست وبال گردن بیام خونه.

دختر نازم ازت معذرت می خوام  که مواظب خودم نبودم و با این شرایط فعلا نمی تونم بغلت کنم  و تو هم

تقلا می کنی که بیای تو بغلم...

ولی قول میدم تا 1 ماهه دیگه تلافی کنم 

اینم یه عکس از دست مامانی:

موضوع :

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد