HelenaHelena، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره

نفس من

خبر خوش ...

سلام ، سلام به همه دوستای با محبت هلنا... توی این چند روز شنیدن خبر بهبودی حال دخترم کم کم داشت به یک رویا  تبدیل میشد، امید داشتم اما باور نمیکردم... امروز بعد از ظهر ساعت ٦:٣٠ همسرم بهترین خبر خوش دنیارو بهم داد  :    پریسا، دخترمون خوب شده،داره به تنهایی نفس میکشه ... باورم نمیشد، از خوشحالی فریاد کشیدم و اشک شوق ریختم... بالاخره هلنا خانم (نفس زندگیم) تحمل کرد و امروز تونست بدون نیاز به دستگاه، خودش نفس بکشه. وفتی به دیدنش رفتم انگار ساعتها بود که منتظره تا مادرش رو ببینه ، برای اولین بار بود که هر دوتا چشماشو با هم باز میکرد. خدایا چقدر معصوم و ناز شده بود. انشااله اگه همینطور بتونه تحمل...
18 خرداد 1390

استجابت دعا

خداوندا چشم در راه محبت تو بودم تا دل بیتابم را نوازش دهد، روح نا آرامم را تسکین دهد و دعای خیر دوستان را مستجاب کند... چه مهربان آرام میکنی دل مادری را که چشم در راه فرشته ایست تا با نگاهش روزهای پر دردش را فراموش کند... امروز خبری خوش از  هلنا  کمی احوالم رو بهتر کرده، دست به سوی آسمان بردم و شکر گذار یگانه مهربان هستی شدم. ا پزشک معالج هلنا خبر داد که وضعیت ریه و عفونت های ریوی دخترم بهتر شده و امید به عدم نیاز  دستگاه تنفس براش بیشتر شده. یعنی خدای بزرگ  در رحمتش رو به روی من و همسرم گشوده و دعای همه اقوام و دوستان رو داره مستجاب  میکنه. به امید روزی که فرشته...
16 خرداد 1390

راز و نیاز

امروز ٥ روزه که هلنای من بدنیا اومده ، از وقتی که اطرافیان در مورد وضعیتش مطلع شدن همه دست به دعا شدن و هر کس به هر شکلی که میتونه داره برای نفس من از خدا و همه معموصین طلب شفاعت میکنه. از پدر بزرگ و مامان بزرگ تا عمو، عمه، دایی، زد عمو، زن دایی، دوست، آشنا، همسایه و خلاصه همه کسایی که راجع به حال هلنا فهمیدن حتی دوستای وبلاگی دارن براش دعا میکنن، آحه نوزاد کوچولوی من با اون چهره معصوم و فرشته مانندش، برای همه عزیز شده و امیدوارم با بهتر شدنش برای همه شادی و خوشحالی بیاره... فرشته های خدا ازتون میخوام وقتی به زمین میایید برای هلنای من دعا کنید، وقتی پیش خدا هستید برای هلنای من از خدا شفاعت بخواهید... و شما دوستای هلنا ، برا...
15 خرداد 1390

بدون عنوان

مامانای مهربون واسه هلنای من خیلی دعا کنید دخترمون مشکل تنفسی پیدا کرده و نمیتونه نفس بکشه تورو خدا واسه دختر من دعا کنید بچم حالش خوب نیست .من یه کم بی طاقتم و مدام گریه می کنم.
13 خرداد 1390

هلنا خانم با ناز اومد...

سلام به همه دوستای هلنا ، نفس زندگیم بالاخره هلنا خانم ساعت ٩:١٥ صبح چهارشنبه ١١ خرداد از شکم مامانیش بیرون اومد و چشمای نازشو به روی دنیا باز کرد. وقتی دکتر بیدگلی بعد از گذشتن چند دقیقه کوتاه از عمل سزارین دختر نازمو روو بغلم گذاشت ، زیباترین احساسی که یک انسان در تمام عمرش میتونه حس کنه ، احساس کردم و از خوشحالی با تمام وچود از خدا تشکر کردم. ماجرا از این قرار بود که صبح ساعت ٦:٤٥ با پاره شدن کیسه آب از خواب بیدار شدم و مجید همسر دوست داشتنی من بلافاصله با یه چشم بهم زدن منو به بیمارستان پارسیان رسوند ، بعد از انجام کارهای اولیه به اتاق عمل راهی شدم اما کمی استرس داشتم که دکتر آرومم کرد و با یه...
13 خرداد 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نفس من می باشد